|
سلام به عزیزانم اومدم از حضوره گرم و صمیمی تون تشکر کنم حتما بازم بهم سر بزنید
خوشحال میشم راستی اگه امکان داره پایین رو بنر های تبلیغاتی کلیک کنید ممنون میشم عزیزانم منتظرتون هستم |
| بزم عاشقان |
|
خیال انگیز و جان پرورچو بوی گل سراپایی
نداری به غیر از این عیبی که میدانی که زیبایی من از دلبستگی های تو با ایینه دانستم که بر دیدار طاقت سوز خود عاشقتر از مایی به شمع وماه حاجت نیست بزم عاشقانت را تو شمع مجلس افروزی تو ماه مجلس ارایی منم ابر و تویی گلبن که میخندی چو میگریم تویی مهر و منم اختر که میروم چون می ایی مراد ما نجویی ورنه رندان هوس جو را بهار شادی انگیزی حریف باده پیمایی مه روشن میان اختران پنهان نمیماند میان شاخه های گل مشو پنهان که پیدایی مرا گفتی از پیر خرد پرسم علاج خود خرد منع من از عشق تو فرماید چه فرمایی؟ من ازرده دل را کس گره از کار نگشاید مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی رهی تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن که با این نا توانی ها به ترک جان توانایی رهی معیری
|
|
مي داني كه من دلواپس فرداي خود هستم مبادا گم كنم راه قشنگ ارزو ها را... مبادا گم كنم اهداف زيبا را... مبادا جا بمانم از قطار موهبتهايت... دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه ميكند فرياد ...ميشود خسته... مرا تنها تو نگذاري |
|
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶ |
| ♥♥♥♥♥♥♥دوستان ما رو با نظراتتون ياري كنيد♥♥♥♥♥♥♥ |
|
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم
می رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه... ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ، عاقبت برعشق من خنديد ورفت ، اشك درچشمان سردم حلقه زد ، بي مروت گريه ام راديد و رفت خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت
جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت ميكنيم. خرس رفت خوابيد ولي نميدونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه |
|
پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست
هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم
هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود
چشم وقتی زیباست پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق وقتی زیباست برای توباشد تووقتی زیبا هستی که برای من باشی و ما هنگامی زیبا هستیم که برای هم باشیم.
چشم وقتی زیباست پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق وقتی زیباست برای توباشد تووقتی زیبا هستی که برای من باشی و ما هنگامی زیبا هستیم که برای هم باشیم
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم |
|
|
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش
|
|
ای ستاره ی درخشان آسمان دلم اشك سوزان چشمان مرا ببین ، بغض من در جاده های بی كسی گم شده دوست ندارم همچون یك عروسك كوكی باشم هرگز نمی خواهم كه در صندوقچه ی دلت مخفی بمان من طالب پیوستن هستم ،من می خواهم شاهد سپیده دم عشق باشم من هم می خواهم سرود عاشقانه سر دهم رقص نیرنگ را نمی خواهم ،مرا پناه ده و از شبهای پر عذاب مرا دور ساز بگذار تا زائیده ی عالی ترین تصویرها باشم بگذار تا معنای هستی را در یابم و معجزه ی عشق را ببینم می خواهم به آرامی به روی مخمل شب چشمهانم را بر هم گذارم هجوم كابوسهای شبانه را از من برهان تیغ بی وفایی را به من نشان مده ...شوق پرواز را به من بیاموز و جای حسرت را برایم باقی مگذار بگذار تا مروارید دریایت شوم ،بگذار تا به نیستان دلت راه یابم شكوه عشقت را از من دریغ نكن ،چهره ی تلخ جدایی را از من دور ساز چشمان صاف و زلالت را برایم گل آلود نكن ،بر عشق پاكم نفرین نكن مگذار كه نشكفته پرپر شوم زندگی مرا وسعت بخش به حرفهای دلم نگاه كن برگ ریزان پائیزم را با تو می خواهم چرا كه با بودن تو دیدنی و زیبا می شود جاده ی تنهایی پائیزان فقط با بودن تو انتها می یابد می خواهم چشمانت را باز كنی و مرا ببینی نمی خواهم روزی باشد كه دیگر من تمام شده باشم آه كه چه شیرین است در این برگ ریزان و در این جاده ی تنهایی با تو همگام شدن خدایا اگر قرار بود روزی شاهد باختنم باشم پس چرا آتش عشقش را در وجودم شعله ور كردی ؟؟؟؟؟؟؟
|
|
مگر می شود آدم فقط يک بار عاشق بشود؟ عشق ابدی فقط حرف است.پيش می آيد که آدم خيلی خاطر کسی را بخواهد. اما هميشه وقتی آدم فکر می کند که دلش سخت پيش يکی گرفتار است. يک دفعه ... يک موقعی... يک جايی... می بيند که ته دلش برای يکی ديگر هم می لرزد. اگر باوفا باشد دلش را خفه ميکند و تا آخر عمر حسرت آن دللرزه برايش می ماند. اگر بی وفا باشد.می لغزد و همه ی عمرش عذاب گناه بر دلش می ماند..." |
|
و این آغاز انسان بود...
|
|
مگر می شود آدم فقط يک بار عاشق بشود؟
عشق ابدی فقط حرف است.پيش می آيد که آدم خيلی خاطر کسی را بخواهد. اما هميشه وقتی آدم فکر می کند که دلش سخت پيش يکی گرفتار است. يک دفعه ... يک موقعی... يک جايی... می بيند که ته دلش برای يکی ديگر هم می لرزد. اگر باوفا باشد دلش را خفه ميکند و تا آخر عمر حسرت آن دللرزه برايش می ماند. اگر بی وفا باشد.می لغزد و همه ی عمرش عذاب گناه بر دلش می ماند..." |
|
| ♥♥♥♥♥♥♥دوستان ما رو با نظراتتون ياري كنيد♥♥♥♥♥♥♥ |
|
|
عشق: سرطان دوست داشتن است. عشق: عقد دائمي ما با غربت است.
|
|
سخن عاشقانه نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی..... عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است فکر مي کرديم عاشقی هم بچگيست ... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه... به دريا شكوه بردم از شب دشت، وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت، به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛ سري ميزد به سنگ و باز مي گشت .! .پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!! آره زندگيم همينه !ديگه چاره ای ندارم !صبح تا شب اين شده کارم يا تو باشی و بخندم يا نباشی و ببارم چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست. می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت آنگاه که ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس ميکني؛ به خاطر بياور که زيبايي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه عاشقت گشتم تو گفتي عاشقان ديوانه اند! عاقبت عاشق شدي ديدي که خود ديوانه اي اگر شدم عاشق تو نذار كه بي تاب بمونم / لالايي شبام تويي نذار كه بي خواب بمونم / دارم برات شعر ميخونم شايد به يادم بموني / فقط يه چيز ازت ميخوام هميشه عاشق بموني !
مي دوني اگه خورشيد بميره چي مي شه . اونوقت زمين دورتومي گرده . ولي من نمي زارم چون فقط من بايد دورت بگردم مي گن خدا بهترين نعمتش رو به بهترين بنده ش ميده ... ولي من که بهترين بنده ش نيستم ..پس چرا تورو به من داده ؟!
تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگر روزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم! سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا ! دوستت دارم.به وسعت يه کهکشان.اي نام تو مرهم روح و روانم مي خوانم از تو و مي گويم که به پاي تو مانند شمعي آب مي شوم تا پايان
|
|
|
|
نشسته درخيال من، فراموشم مكن
با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار اين شرر از من مگير از نو سيه پوشم مكن چون صبا در جستجوی خود به هر سويم مكش همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن
|
قلب من و تو از هم جداست . قلب تو از جنس سنگه قلبه من از جنسه شيشه ست. |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
به بهترين اميدوار باش هر گز ريسمان اميد را رها مكن . وقتي احساس ميكني كه ديگر تاب تحمل نداري ، جادوي اميد هست كه به تو نيروي ادامه راه ميدهد . اعتماد به نفس را هرگز از دست مده تا آن زماني كه باور كني كه توانايي ، دليلي داره كه بكوشي . |
خود را باور كن گاه اسان نيست كه خندان با جهان روبرو شوي هنگامي كه دلي پر داري شهامتي بس بزرگ ميخواهد بازگشت به خويشتن و دست يافتن به نيروي درون و بدان كه فردا روزه ديگري خواهد بود با رهاوردهايي نو اگر بتواني بردبار بماني و فردا را ببيني... از نو ادمي خواهد شد پر توانتر با درك افزون و به خود مي بالي كه به اين بردباري توانا بوده اي. |
one day at a time -this is enough. do not look back and grive over the past , for it is gone ; and do not be troubled about the future , for it has not yet come . live in the present and make it so beautiful that it will be worth remembering. |
|
hold fast to dreams for if dreams die life is broken winged bird that cannot fly.
|
![]() |










