واژه باران ، باران واژه هایی است که گهگاه از ابر ذهنم بر کویر کاغذ می بارد.

درخت سبز یادت از مرکز قلبم ریشه دوانده در همه ی وجودم...

این ریشه های جاری حتی تا سر انگشتانم موسیقی ملایم و حیات بخش نگاه آبی ات را زمزمه می کنند!

نگاهت را که بگیری ، آبیاری ریشه ها از مرکز با یک "ایست" متوقف می شود...

بدون این مایع سرخ رنگ ، ریشه ها دیگر آبی نیستند!!